سفر هزار فرسنگی با قدم اول شروع میشود ( پیوند سرگذشت با آینده) هیاهوی نوجوانی چراغ راه جوانی بود

خرید بک لینک

درود بیکران به همه ی عزیزانم، چه کسایی که سعادت دیدنشونو نداشتم و چه رفقایی که دورانی باهم بودیم... بعد از مدتها بَنا به اقبال و بَخت خوبم گذرم به اینجا افتاد، اولین کار نظرات و از ابتدای پیدایش این صحفه خواندم.... با خواندن هر نظر سری بالا میکردم و آهی میکشیدم گاهی ای شادی گاهی از روی حسرت، شادی برای خاطرات خوب جوانی'>نوجوانی بود و حسرتش برای عمر گذر، البته فرق است میان زندگی کردن و عمر کردن که خود مقوله مفصلی هست و از حوصله خارجه،بعد به وبلاگ دوستانم میرفتم و دیدم یا بسته شدن یا یکی دو دهه از اخرین فعالیتشون گذشته، یک روز یک کاری و انجام میدیم و نمیدونیم اون کار برای آخرین باره... چه روز های زیبایی بود دغدغه مان این بود هفته ای چند بار وبلاگ را بروز کنیم.

درکنار حسرات ها یک موردی عجیب نظرمو جلب کرد! اینکه در سن 16-17-18 سالگی در چندین کامنت دوستانم لطف داشتن و عنوان کرده بودن حرف هات دلگرمیه، خوب درک میکنی، برام توضیح بده و... ( سو برداشت نشه در در کمال تواضع عرض کردم) حال بعد از حدود یک ده و نیم مشاور تجربی ترک اعتیاد و بیماری های ( سایکوسوماتیک، بایپلار) یا به عبارتی بیماری های مرتبط به روان اعم از دو قطبی مضطرب و چندین شاخه افسردگی شده ام مقصود از بیانش این بود که از نوجوانی علاقه به این رشته ی دوست داشتنی بودم و از ارسال انرژی مثبت و تلاش برای خوب کردن حال اطرافیانم لذت میبردم امیدوارم همه ی کسایی که روزگاری باهاشن میخندیدم و حالم خوب بود، حالشون خوب و دنیا به کامشون باشه ❎✅ .عشق کده کوچولو.......

ما را در سایت .عشق کده کوچولو.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 11:32

صفحه بندی